۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۶, شنبه

صدای شیون می آید ! دستور از بالاست؟

گز مگان در شهر به هراس افتاده اند.
داروغه تیغ از نیام می کشد و به دنبال آدمیت کوچه برزن های شهر را نشان کرده است
کد خدا دستور داده بالاتر از صدای او کسی آوازی ندهد.
مردمان بی هیچ و پوچ
به دنبال هم
میله های زندان را لمس میکنند.
زنان از پس خانه های سرد و یخ زده
دیوارهای زندان را شلاق می زنند.
صدای شیون را می شنوی؟
دستور از بالاست!
انگار کسی از سفره هاشان نانی مطالبه کرده است.
که این گونه بی هیچ مقد مه ای
زنجیرها را به دست و پاها می کوبند.
قرن هاست از دوران رنسانس می گذرد
و جای
زنجیر ها
شلاق ها
و خون های ریخته شده همگان را می آزارد.
بشر به دست خود ، بشریت را شلاق می زند، البته
دستور از بالاست!
و به دستان خود
برادرانش را به سیاه چال می اندازد.
البته دستور از بالاست!
و خواهرانش را
با مجوز
به حرمسراهای قانون می فرستد.
البته دستور از بالاست!
امروز در شهر غوغایی به پا شد!
مکبر از روی رخوت تن
بانگ بر آورد
و هیچ کس را گوش شنید نش نبود.
مردان خواب زده ی پنبه در گوش نان خشک سق می زنند .
و در زیر لوای کد خدا از شوق زنده بودن
برای هم دعای فرج می خوانند.
آدمیت مرده است
صدای شیون می آید.
دستور از بالاست!؟

۱ نظر:

  1. dar in diyar aseman hargez azz sholeye cheshmaneman nemikahad dar in diyar aseman yariyeman midahad ta vazn sanghayi ra ke hamishe bar dosh keshideh im sabok konim (kamran tahba)

    پاسخ دادنحذف