اندک اندک صدای گام هایش را می شود شنید.
از فراسوی کوههای به هم گره خورده همچون خیال نیم روز ، آشفته به سنگلاخهای پریشان احوال که در زیر پاهای ناتوان ، سست و فرسوده کسی گام بر میدارد ..
مردی از هزاره ی پیش از میلاد مسیح با تو سخن می گوید ، مردی که سال های هزاره ی پیش
در زیر درختی کهن سال به یادگار آرمید .
و اینک از فراسوی گام های تکرار ، مردی بی نام که نشانش را سالهاست باد با خود برده است با ما به سخن نشسته است .
بادها از لا به لای شاخساران ، از پیچ وتاب دره ها ، از کناره ی رودخانه ها ، از بیشه ها ودشتها آواز او را به ما هدیه خواهد کرد .
ما در روز جاودانگی ترانه اش را با باد خواهیم سرود و از قهقرای این تهی مانده مغز هامان
شعوری دوباره خواهیم یافت .
یادم افتاد دیگر کسی منتظر کسی نخواهد ماند . چرا که تنها چیزی که مردم از یادشان برده اند انتظار است .
یادم افتاد خیلی سالهای پیش در کناره ای ایستادم تا شاید کسی را که دوست میدارمش در کناره ی دیگرم احساس کنم .
ولی اینک سال هاست که از آن روز میگذرد و زیر پاهای من آسفالت سیاهیست که من را یاد پسرک سیاهی می اندازد که سال هاست بابت رنجی که می برد من میگریم .
سال هاست که مادرم را در پی لقمه نانی در کوچه پس کوچه های این شهر گم کرده ام .
وسالهاست اشک شور مادرم مرا یاد آب دریا هایی می اندازد که سالهاست از یاد برده ام که آب دریاها چه رنگی ست و دندانهای دریا را چه کسی می شوید چون مروارید درخشانی در دهان می پروراند .
سا لهاست که در جای خودم قلط می خورم و کسی نیست که به من بیاموزد آفتاب از کدامین سوی می درخشد که پشت بام خانه ی ما بی زرق وبرقش می ماند .
وقتی یاد گذشته های تکرار می افتم سریع به دنبال کتاب تاریخ می روم و تمام دار وندارم را به حراج می گذارم .
حتا کرمی را که سال هاست در وجودم وول وول می خورد .
هه هه
میخندی
سال هاست که از وجود خودم به خنده می افتم چرا که مردم برای من سوگواری می کنند .
و من زمین را که در گرده ی خویش داشتم و عریان بر همه چیز مخندیدم تنها کسی شدم ، که هنوز در همان جای قبلی ام به انتظار نشسته ام .
و به یاد تنها کسی که سال های پیش از میلاد مسیح از هزار سال قبل تر میزیست آوزهای قدیمی را با باد تکرار میکنم .
تا شاید از خواب دیر باز بر خیزد و من را از خواب گرانتر به ترانه ای آواز دهد که باد آنرا با خود برده است.
بهار 1388 / کارن
۱۳۸۸ فروردین ۱۵, شنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر