۱۳۸۸ فروردین ۲۵, سه‌شنبه

کلام نمی گوید که جان می گوید...

کلام نمی گوید!
که جان می گوید....


وجود صلح منوط به وجود شناخت از دیگران و پذیرش موجودیت آنان است.
صلح یعنی احترام پایداربه تفاوتها صلح یعنی هرگز تهدید نه نمودن با ارزشترین داریی همه ی
انسانها زندگی نفس زندگی.
ییانیه بدون مرز دعوت می کند .
همه ی ما با هم در مدرسه در عرصه های ورزش و هنر در محافل کارگری در ادارات دولتی و
مکانهای خصوصی دست به فراخوان عمومی ضد جنگ زده و به همه اعلام می کنیم که دیگر نباید زندگی انسانها تهدید شود.
عمل کشتن هیچ گونه توجیه و با لاتر از همه هیچ گونه حقانیت مذهبی ندارد. ادیان بر اساس عشق و گذشت بنیان گذاری شده اند و نیز هیچ گونه توجیه فرهنگی ملی گرایانه یا ایدئولوژیکی هم بر ان نمی تواند وجود داشته باشد. اگر واقعا ارزومندیم جهانی بر خوردار از صلح برای فرزندانمان
به میراث بگذاریم باید با قاطعیت هر چه بیشتر از هر گونه تهدید و از تمامی تهدیدات نسبت به حیات انسانی جلو گیری کنیم. این شرط لازمی است که به واسطه ان می توان فرهنگ جنگ فرهنگ زور فشار سرکوب نابرابری – را به فرهنگ ضد جنگ تغییر شکل داد. فرهنگ صلح
مستلزم گفتگو تحمل و اگاهی از تنوع نا محدود و بشریت است.
ارزشهای اخلاقی که در بیانیه بدون مرز اساس شده است- شامل عدالت آزادی به ویژه آزادی بیان برابری و همبستگی است و تنها از طریق این ارزشهاست که بشریت می تواند از صلح برخوردار
باشد.صلحی که روزانه با آن زندگی می کند صلحی که به معنای خوشبختی است. گفتگو و تحمل قرار نیست صرفا معادل با اطاعت و پذیرش عقاید دیگران باشد.بر عکس گفتگو و تحمل به معنای انتخاب روش جدید زندگی است. راه تازه ی د ستیابی به توافق است بدون هیچ گونه خونریزی هیچ گونه خسارت جانی هیچ گونه خشونت هیچ گونه انحراف و فساد ناشی از جنگ گفتگو و تحمل به معنای دنبال کردن حل و فصل مسالمت آمیز منازعات توام با عزم راسخ و اراده است.
هیچ صلح پایداری نمی تواند بدون توسعه ی پایدار و بدون توسعه ی درون زا از طریق ریشه کردن ناامیدی فقر و طرد فقر از متن جامعه وجود داشته باشد تنها با دادن امکان تصمیم گیری درباره مسائل شخصی به افراد- و بنابراین مسئول سرنوشت خویش بودن انها- است که می توانیم امید را به کاهش مهجرت بی کاری بهبود کیفیت زندگی در مجموعه های کارگری و افراد فقیر
جامعه وجوامع روستایی ودرک این نکته باشیم که صلح محیط زیست دغدغه ی خاطر هر کدام
از ما و همه ی ماست و کمک کنیم کسانی که حکوت می کنند این نکته را درک کنند .
از طریق آموزش و پرورش می توان به صلح توسعه ودموکراسی دست یافت. لیکن تنها با این شرایط که آوزش و پرورش برای همه به وسیله ی همه و با همه باشد. این مسئله اهداء کمک است
و نه مسئله ی فروش نمونه ی اولیه ی یک محصول آموزش و پرورش دستاوردهای روزانه و شخصی است.
از طریق اموزش و آگاهی دادن به سطوح جامعه می توان به طور کلی یعنی جامعه مدنی جامعه نظامی و جوامع کارگری و بازار برای ریشه کن نمودن خشونت پیشگیری کردن از تعارض و
به وجود آوردن فظای ضد جنگ تعلیم داد.
چگونه می توانیم بدون " خلع سلاح کردن" تاریخ و نشان دادن سهم عظیم فلاسفه دانشمندان مخترعان و هنرمندان از مفهوم ذیحق بودن قدرت به ذیقدرت بودن حق حرکت کنیم ؟
فلاکت حاشیه نشینان- وجود کودکان کار- استثمار افراد جوان از طریق اعتیاد – همه وهمه باعث شرمندگی ماست.اما آن دسته از ما که مرفه هستیم و فکر می کنیم حاشیه ای شدن پدیده ای است خارج از جامعه و در زمره ی نگرانی های ما نیست باید دیدگانمان را بگشاییم و توجه کنیم. تمام جامعه باید برای آینده ی مشترکمان در فضای بدون جنگ با یکدیگر همکاری کنیم .
ما چه از این نکته آ گاه باشیم چه نباشیم جهان – جهانی است واحد که برای حفظ فرزندانمان از بلای جنگ باید تلاش گسترده ای برای اطلاع رسانی و آ گاهی سطوح مختلف در ضمینه ی ضد جنگ انجام دهیم و به نسلهای آینده اهمیت دهیم .
از تمام روشنفکران آموزگاران کارگران مجامع ورزشی و گروههای فعال اجتماعی دعوت می شود با یکدیگر برای بلای خانمانسوز جنگ همکاری کرده و به فضای ضد جنگ برای بر قراری
صلح وعدالت بی اندیشند.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر